Vixen

Vixen

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Vixen 2024 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Un comentario de Samurai_EP
A commentary by Coffee_Prison

Etiquetas

webdl
manually_transcribed
Publicau o: 2025-07-14
Descargas: 76
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‫و اگرچه تازه تمام شده،‬

‫مرکز کنفرانس جدید راکهام‬

‫میزبان کنوانسیون نخبگان فناوری امسال خواهد بود .‬

‫مرکز نمایندگانی را به همراه خواهد داشت‬

‫از شرکت‌های امنیتی پیشرفته دنیا گرفته تا خود شهر.‬

‫این رویداد که اکنون دوسالانه برگزار می‌شود، متخصصان جهانی را گرد هم می‌آورد.‬

‫برای فروش آخرین فناوری‌هایشان‬

‫به برخی از همتایان آسیایی خود.‬

‫و ماهیت موضوعات مورد بحث،‬

‫امنیت فوق‌العاده شدید خواهد بود‬

‫برای مدت زمان کنفرانس.‬

‫حدس می‌زنم باید بفهمیم چه سلاح‌های جدیدی وجود دارد‬

‫آنها برای محافظت از جهان در برابر خودش استفاده خواهند کرد.‬

‫در این بین، بیل، چه نوع آب و هوایی‬

‫آیا باید از ما محافظت شود؟‬

‫هی، کالوین، شام خوردی؟‬

‫بله، پدربزرگ. فردا من را به شهربازی می‌بری ؟‬

‫خب، ببینیم امشب ساعت چند کارم تموم میشه، باشه؟‬

‫میشه قبل خواب بهت زنگ بزنم؟‬

‫البته. شب خوبی داشته باشید.‬

‫دوستت دارم پدربزرگ.‬

‫من هم شما را دوست دارم.‬

‫بچه‌ها، یه کم آروم‌تر باشید تو این مورد.‬

‫اگر آن چیز را رها کنی، از دستمزدت کسر می‌کنیم .‬

‫بیا، عجله کن.‬

‫چه اتفاقی برایت افتاده؟‬

‫اوه، دیشب تا دیروقت بیدار بودم و بازی می‌کردم.‬

‫جدی میگی؟‬

‫خودت که میدونی این روز چقدر مهمه .‬

‫می‌فهمی داریم چی کار می‌کنیم؟‬

‫ها؟‬

‫حالا بساطتون رو جمع کنید.‬

‫لعنتی...‬

‫جک، مطمئن شو که به موقع می‌رسیم، باشه؟‬

‫لعنتی. (or: لعنتی.)‬

‫ایرنا، کی بود که به من قول داد؟‬

‫که این بخش کامل شود‬

‫به موقع برای کنفرانس؟‬

‫فکر کنم اون آقای نان باشه ، قربان.‬

‫آقای نان، سورپرایز، سورپرایز.‬

‫خب، میشه یه یادداشت مختصر برای آقای نان بفرستی؟‬

‫به او گفتن که متخصصان درجه یک جهانی‬

‫انتظار یک مرکز در کلاس جهانی را داشته باشید.‬

‫بله، قربان.‬

‫راستش را بخواهید، این همه داد و بیداد‬

‫برای محافظت از هشت دانشمند همه چیزدان‬

‫و کیف‌های لعنتی‌شان.‬

‫وقتی واقعاً باید چه کار کنیم‬

‫اینه که حواست به پشت اون درها باشه.‬

‫اون درها، بله، آقا.‬

‫- بله. - البته، آقا.‬

‫نان، ترجمه چینی چی میشه؟‬

‫از آقای نان، ها؟‬

‫آقای شیته؟‬

‫این آسانسورها کی قراره برسن؟‬

‫امم، کار نمی‌کنه، آقا.‬

‫این... ببخشید، چی؟‬

‫اون آسانسورها هنوز کار نمی‌کنن، آقا.‬

‫لعنت... برو به آقای شیت زنگ بزن.‬

‫- به آقای شیت... - برو به دفترش‬

‫و همین الان این موضوع رو حل کن‬

‫- آقای شیت. - و بهش بگو که این مکان‬

‫شبیه یک کارگاه ساختمانی در گلاسکو با استروئیدها شده است.‬

‫و در دو برابر زمان وعده داده شده‬

‫با سه برابر هزینه لعنتی!‬

‫آقایان، آقایان.‬

‫میشه فقط یه لحظه توجهتون رو جلب کنم؟‬

‫متاسفم.‬

‫فقط می‌خوام یه عکس بگیرم.‬

‫اگه میخواین برام ردیف کنین لطفا؟‬

‫باشه، خوبه.‬

‫خوب.‬

‫عالی بود، متشکرم.‬

‫ادامه بده.‬

‫کسیدی، می‌بینم که با دوست خوبم فرانک آشنا شدی.‬

‫- از دیدن دوباره‌ات خوشحالم. - حتماً.‬

‫بگذارید شما را با دوست خوبم دیمیتری آشنا کنم.‬

‫دیمیتری کاملاً از ...‬

‫با نامی مانند دمیتری،‬

‫اون فقط باید یه راسکی باشه، درسته؟‬

‫و.‬

‫یک روس سیاه‌پوست.‬

‫چقدر با فرهنگ.‬

‫من یه زمانی یه روس سفید داشتم.‬

‫حدود یک هفته به پشت خوابیده بودم .‬

‫از ملاقات شما خوشبختم.‬

‫من فقط وقتی با شما آقایان صحبت می‌کنم این حس را دارم،‬

‫تو فقط هیچی از حرفای من نمیفهمی .‬

‫آیا شما انگلیسی صحبت می‌کنید؟‬

‫آیا شما انگلیسی صحبت می‌کنید؟‬

‫خیر.‬

‫من فقط به استفاده از فرآیندها علاقه‌مند هستم.‬

‫ببخشید، متاسفم،‬

‫دوست دارم کسی رو بهت معرفی کنم.‬

‫عالیه. بفرمایید.‬

‫کسیدی، لطفا، اجازه بده معرفیت کنم‬

‫به دانکن از کامرون.‬

‫- سلام. - از آشنایی با شما خوشبختم.‬

‫- و این... - پس ما نقل مکان کردیم‬

‫تولیدکننده اصلی ما در خارج از کشور‬

‫برای حفظ کیفیت و بازگشت به صدر جدول‬

‫از نظر نقاط قیمت رقابتی.‬

‫- برون‌سپاری به... به کجا؟ - لعنت به من اگه بدونم.‬

‫یه مغازه‌ی عرق‌فروشی که پر از اجناس ارزونه‬

‫و بچه‌های شاد و کوچک آسیایی جهان سومی، اممم،‬

‫- یا زن‌ها. - زن‌هایی مثل من؟‬

‫نه، البته که نه.‬

‫چرا؟ چون آدم بی‌عرضه‌ای نیستم یا چون آدم خوش‌مشربی نیستم؟‬

‫صبر ندارم.‬

‫فقط یه کلمه بگو تا نوشیدنیش رو یه ذره زیاد کنم.‬

‫ترجیح می‌دادم به صندلیش میخ می‌زدی.‬

‫آن را هم می‌توان ترتیب داد.‬

‫ویکتور لوگان، رئیس امنیت.‬

‫سانی لیو، از آشنایی با شما خوشبختم.‬

‫شما هم همینطور.‬

‫ببخشید.‬

‫مطمئناً.‬

‫سلام آه مینگ. همه چیز روبراهه؟‬

‫آره خوبم. من...‬

‫من فقط...‬

‫من همین الان شما را در تلویزیون دیدم.‬

‫اونجا چطوره؟‬

‫شلوغ.‬

‫چیزی نیست.‬

‫فقط می‌خواستم بهت بگم...‬

‫دلم برات تنگ شده.‬

‫ممنون، آه مینگ.‬

‫الان نمی‌توانم در این مورد صحبت کنم.‬

‫سانی، بهت که گفتم، من...‬

‫بهم گفتی که عوض میشی‬

‫و از نو شروع کن.‬

‫بله.‬

‫از دیروز تا حالا از آپارتمان بیرون رفتی ؟‬

‫هفته آخر؟‬

‫البته...‬

‫هی، سانی...‬

‫من باید ادامه بدم. تو هم همینطور.‬

‫متاسفم.‬

‫کارمان تمام شد.‬

‫آن بخش از «ما» تمام شده است.‬

‫آه مینگ...‬

‫ما هنوز هم می‌توانیم دوست باشیم.‬

‫سلام، آقایان، و خانم‌ها،‬

‫اگر همگی به اتاق هیئت مدیره بروید .‬

‫با توجه به حساسیت مسائل امنیتی‬

‫تحولات مورد بحث در این کنفرانس،‬

‫باید از همه نمایندگان بپرسیم‬

‫برای قرار دادن دستگاه‌های الکترونیکی خود‬

‫به داخل فضای ذخیره‌سازی ارائه شده.‬

‫البته آنها به شما بازگردانده خواهند شد‬

‫در پایان رویداد.‬

‫همچنین باید به شما اطلاع دهیم که این مرکز در قرنطینه خواهد بود.‬

‫برای ۱۲ ساعت آینده،‬

‫از غروب آفتاب تا سپیده دم.‬

‫پس پس ویسکی پخش نمیشه؟‬

‫آقای کسیدی ، هیچ نوع فرار ممنوع .‬

‫درها محافظ خواهند داشت، شیشه‌ها ضد گلوله هستند.‬

‫ما امنیت شما و فناوری شما را تضمین می‌کنیم‬

‫خیلی جدی، واقعاً.‬

‫متشکرم.‬

‫و ما معتقدیم که برنامه‬

‫فناوری ردیابی داده‌ها‬

‫یک پلتفرم کاملاً جدید در اختیار ما قرار می‌دهد‬

‫برای ردیابی فوری آخرین روندهای تروریسم.‬

‫آه، دیمیتری؟‬

‫و چه کسی به این اطلاعات دسترسی دارد ؟‬

‫بدیهی است که فقط کشورهای توسعه‌یافته .‬

‫اعضای شورای امنیت از جایگاه کامل برخوردارند.‬

‫اما آقای کسیدی،‬

‫چرا ما همیشه باید در حال واکنش نشان دادن باشیم؟‬

‫به اینکه چرا دیگری عصبانی است؟‬

‫متاسفم؟‬

‫چرا نمی‌توانیم از این اطلاعات جدید استفاده کنیم؟‬

‫برای امتحان کردن و از خشم آنها؟‬

‫چون تحقیقات ما نشون میده که باید از خودمون محافظت کنیم‬

‫قبل از اینکه سعی کنیم پیشگیری کنیم.‬

‫و همانطور که تدی روزولت بزرگ گفت،‬

‫«اگر حسابی اذیتشان کنی،‬

‫قلب و ذهن آنها از آنها پیروی خواهد کرد."‬

‫اما این فقط دیدگاه مردانه است.‬

‫در واقع، این دیدگاه مردان سفیدپوست است،‬

‫در حالی که بیشتر جمعیت جهان سفیدپوست و مرد نیستند.‬

‫خانم لیو،‬

‫ما اینجا نیستیم که از نظر سیاسی درست رفتار کنیم،‬

‫اما از نظر سیاسی دقیق.‬

‫و در حال حاضر، در واقع این دیدگاه‌ها هستند که اهمیت دارند.‬

‫خیلی خب، آقایان، ما دوباره یکی شدیم.‬

‫بیایید در مورد ایمن‌سازی دفاع‌هایمان صحبت کنیم‬

‫و از امنیت خود دفاع کنیم.‬

‫چه بلایی سرت اومده لعنتی؟‬

‫جنسیت من؟‬

‫از اول هم نباید اینجا میومدم .‬

‫ما معتقدیم که در آینده‬

‫جنگ متعارف جایگزین خواهد شد‬

‫توسط جنگ‌های سایبری‬

‫ملت‌ها در نبردهای خود پیروز خواهند شد‬

‫نه در میدان جنگ،‬

‫اما با شهروندانی که چیز بیشتری استفاده نمی‌کنند‬

‫نسبت به تلفن‌های همراهشان.‬

‫آینده نه با گلوله‌ها، بلکه با بایت‌ها تعیین خواهد شد.‬

More Farsi Persian subtitles for Vixen

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left