As primeras 200 linias.
=☺= ارائه ای دیگر از سعید کوچکیان =☺=
=☺=
ت =☺=
تق =☺=
تقد =☺=
تقدی =☺=
تقدیم =☺=
تقدیم ب =☺=
تقدیم به =☺=
تقدیم به ه =☺=
تقدیم به هم =☺=
تقدیم به همس =☺=
تقدیم به همسر =☺=
تقدیم به همسر م =☺=
تقدیم به همسر مه =☺=
تقدیم به همسر مهر =☺=
تقدیم به همسر مهرب =☺=
تقدیم به همسر مهربا =☺=
تقدیم به همسر مهربان =☺=
تقدیم به همسر مهربانم =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و ت =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تم =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تما =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پ =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پا =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پار =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارس =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی ز =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زب =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبا =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبان =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبانا =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبانان =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبانان د =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبانان دن =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبانان دنی =☺=
تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبانان دنیا =☺=
=☺= تقدیم به همسر مهربانم و تمام پارسی زبانان دنیا =☺=
.وقت بخیر،دوستان
شما علاقه مند به .ناشناخته ها هستید
چیزایه مرموز و .غیر قابل توجیه
به این خاطرئه .که شما اینجائید
...و حالا هم،برا اولین بار
قصد داریم داستانه هر آنچه که . اتفاق افتاده رو تعریف کنیم
همه شواهد امر رو ...بهتون ارائه میکنیم
که بر اساسه شهادت مخفیانه... ...ارواحه خبیث استوار شده
که از بازمانده هایی که از... .این قضیه جونه سالم بدر بردن
بلاهایه ناگهانی .و مکانهایه حادثه
دوستانه من ، دیگه بیشتر از این .نمی تونیم این رازو مخفی نگه داریم
آیا شما توانه رویاروئی ...با حقایقه تکان دهنده
...یه داستانه واقعی...
از ادوارد دی ووده... جوانو دارید؟
ساعت 8و ربعه،دیگه بیشتر از این . نمی تونیم پرده رو نگه داریم
عجیبه،چی باید به بازیگرا بگم؟ آخه امشبه شبه مطبوعاته و از روزنامه ها کسی نیومده
تو به روح اعتقاد داری؟ - .نه،تامی -
این فقط داستانه .مخصوصه بچه هاست
،وقتی که مُردی . دیگه مُردی
.نمیدونم،بیل
امروز بیرونه میدون جنگ، یه زنیو ...دیدم که لباسه سفیدی پوشیده بود
و بالایه یه تپه... . شنی پرواز میکرد
،شاید بخاطره خستگیه جنگه
.یا شایدم چیزایه دیگه
هی ، فکر کنم .یه چیزی دیدم
من به شما انسانهای فانی پرنده صلحو هدیه میکنم
که شاید راهتونو عوض کنید
و این خرابیو عوض کنید
!عجب نمایشی بود همه عالی بودن
پاول،اون دیالوگه دومت تموم موهایه بدنمو سیخ کرد
اوه،ممنونم،ادی Oh, thanks, Eddie.
نسخه چاپه اولیه شو گرفتم
لحظه بزرگیه
اوه،خب اون ملکه پیر چی می دونه؟
اون حتی نیومد
اون پسره رو فرستاد تا اون کاره کثیفو انجام بده
دهنت سرویس،خانم کراولی – آیا صورته من واقعاً شبیه اسبه؟ -
منظورش از متظاهر چیه؟
هی،اینکه بد نیست،تو که نمی تونی همش به نکاته بد توجه کنی
ببینید،اینجا چیزایه خوبی هم گفته
لباسایه سربازا خیلی واقعی بنظر میرسید،این نکته مثبتیه
احمقانه ترین نمایشه قرن - خب،من عنوانهایه بدتریم دیدم -
حتی مقاله هایی دیدم که به لباسایه بازیگرا اشاره نکرده بودن
مثله اون فرنسیس مول که مطالبه وحشتناکی نوشته بود
!یه موفقیت بزرگ – خطوطه اطرافه قطعه -
درسته،جدی نگیرید،ما داریم کار فوق العاده ای انجام میدیم
واقعاً اینطوری فکر میکنی؟ - دقیقاً -
عسلم،اگه من اشتباه کرده باشم چی؟
اگه واقعا اینطوری نباشه چی؟ - اد،اون فقط یه نشریه بود -
اورسون ولز فقط 26 سالش بود که فیلمه همشهری کین رو ساخت
من الان 30 سالمه
اد،تو هنوز جوونی
الان زمانیه که تو باید تمومه تلاشتو برا زندگیت بکنی
میدونم،ولی من میترسم که بهتر از این نشه
اوه،متنفرم که زود از خواب بیدار شم
خدایا،این لباس صورتیه من کجاست؟
بنظر میرسه که دیگه نمیتونم لباسامو پیدا کنم
هی،گمشو یه تکونی به خودت بده و بیا به ساختمانه تولید
باشه،آقایه کراویتز – هی،چارلی،بیا اینجا -
در مورده آب دادن به اینا بهت چی گفتم،هان؟ یکم بهشون آب بده
!گل آب پاش نکن !خیسشون کن
سلام
!بسار خب،همه آمادن،حرکت
!این شترها رو ببین
!اینا واقعن،شترن
خدایا،از کجا شتر واقعی آوردن؟ - !هی،تو -
از اینجا برو
سلام،ادی، بیا داخل، چیزایه جدیدی دارم که بهت نشون بدم
عالیه،میخوای باهاش چکار کنی؟
احتمالاً آرشیوش میکنن و هیچوقتم نمی بیننش
مثله یه زباله
من اگه یکم شانس داشتم
میتونستم یه فیلمه کامل با اینا بسازم
و داستان با این انفجارهای مرموز شروع میشد
هیچکسم نمیفهمد که علتش چیه، اما اون،همه بوفالوها رو ناراحت میکنه
بخاطره همین ارتش وارد میشد که بفهمه موضوع چیه
اُختاپوسو فراموش کردی
نه،نه،اونو برا اوج داستان،زیره آب نگه میداشتم
سلام
اونا میگن که اون یه دختره که تو بدنه یه مرد گیر کرده
مطمئنم که موقع عمل خیلی درد میکشه
شما دخترا در مورده چی حرف میزنید؟
کریستوفن یورگنسنه عجیبو میشناسی؟
...اون – (اون...اون...جورواجوره(هجوریه بدجوریه -
بعضی تهیه کننده ها میخوان داستانه زندگیشو بسازن
واقعاً،داستانشو نخوندم
بله،آقایه ادوارد وود پشته خط هستن
لطفاً میشه گوشیو نگه دارین؟
،آقایه وایز اد وود هستم
گوش کن،در مورد پروژه جدیده شما خبرایی شنیدم
و کنجکاو شدم بدونم که هنوز کارگردانیو انتخاب کردین یا نه
!اوه،هنوز انتخاب نکردین
،خب،اگه بتونیم همدیگه رو ببینیم ...میتونم براتون توضیح بدم که
چرا من از هر کسی... داخله این شهر شایسته ترم
خب،ترجیح میدم که تلفنی راجبه این موضوع حرفی نزنم
!بسیار خب،عالیه
!بعداً می بینمتون،خدافظ
ادی،متوجه نمیشم
چرا میگی که تو شایسته ترین کارگردان برا این پروژه کیریستین یورگنسن هستی؟
اوه،چرتو پرت گفتم،عزیزم،باید یه طوری مخشو میزدم که ببینمش
نه،مثله برادرم دوستت دارم
نه،نه،نه،نه،نه،نه !این دروغـــه محضه
!بیا داخل
ببین،من بهت گفتم که میتونی تو ناحیه غرب کار کنی
!نه اینکه تو 11 تا ایالت
منظورم کالیفرنیا،اُرِگون و اون ایالته بالاش، چی بود؟
!واشینگتن،آره،آره
اوه،واقعاً؟
!خب،دهنت سرویسه
سلام،میتونم کمکتون کنم؟
بله،من اد وودم
من اینجا برا کارگردانی پروژه کریستین یورگنسنم
خب،یه چیزایی عوض شده
این دیگه داستانه اون نیست
اون یارو قبلِ اینکه حقه تالیفو بگیرم داشت چاپش میکرد
حالا هم یه رقمه نجوممی میخواد – یعنی دیگه این فیلمو نمیسازید -
نه،معلومه که میسازمش
همین الانم تو آلاباما و اوکلاهاما فروختمش
اونا عاشقه پروژه هایه پیش بینی نشده هستن
ولی میخوایم بدونه اون یارو دوجنسه بسازیمش
فیلنامه آماده ست؟ - نه لعنتی،ولی پوسترش چرا -
تا 9 هفته دیگه تویه تولسا پخش میشه
خب،آقایه وایز، به کسی ندینش،من هستم
من سریع کار میکنم و هم مینویسم و هم کارگردان، من بهترینم
جدیداً هم یه نمایشنامه رو تویه هالیوود رویه صحنه بردم
و ویکتور کراولی هم از اون تقدیر کرد
پونصد نفر هم هستن که متفقاً قول همینو میگن
پشته تلفن گفتی که شایستگیه خاصی داری؟
آقایه وایز
من تا حالا به کسی نگفتم
که چی میخوام به شما بگم
اما واقعاً این کارو میخوام
من دوست دارم که لباسه زنونه بپوشم
تو همجنس بازی؟
نه،ابداً،من عاشقه زنهام
سبکه لباس پوشیدنشون منو به اونا نزدیکتر میکنه
تو همجنس باز نیستی – نه،من مَردَم،حتی تویه جنگ جهانیه دوم هم جنگیدم -
،البته،زیره یونیرمم لباس زنونه میپوشیدم
شوخی میکنی
حتی کسی نمیدونست موقع چتربازی سوتین و شورته زنونه پام بود
از مرگ نمی ترسیدم،ولی از مجروح شدن وحشت داشتم
چون باعث میشد امدادگرا رازه منو بفهمن
خب تو فکر میکنی شایستگیه اینو داری که فیلمه منو بسازی؟
!بله
من میدونم که با یه راز زندگی کردن چطوریه
و اینکه مردم در موردت چه فکری میکنن
دوست دخترم هنوز نمیدونه که چرا لباساش همیشه گشاده
،اد،تو پسره خوبی بنظر میرسی یه نگاهی به اطرافت بنداز
من کارگردانی نمیخوام که علایقه شخصیشونو تویه فیلمام نشون بدن
من مثله دخترهایه مقید فیلم میسازم
من کسیو میخوام ...که با تجربه باشه
و بتونه 4روزه فیلمو بسازه و بمن سود برسونه
متاسفم،فقط همین مهمه
چیزه دیگه ای میخوای،بچه جون؟
!جا خیلی تنگه حتی نمیتونم دستامو تکون بدم
هی،آقایه لوگُسی،هیچوقت کسی از من شکایتی نکرده
این بدترین تابوتی بوده که تا حالا توش خوابیدم
،انتخابه تو یه جنسه بُنجُله !داری وقته منو تلف میکنی
آقایه لوگُسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.