As primeras 200 linias.
اپيزود 14
خواهش ميکنم اين کار ُ نکنيد
همچيز از همين جوري شروع شد
باهام مهربون نباش، نگرانم نشو، حتي بهم کمکم نکن
معذرت ميخوام
فکر مي کردم به عنوان رئيس شرکت دارم کمک مي کنم
خودم از پس کارام بر ميام پس شما لطفا نگران مسائل مربوط به خودتون باشيد
من فقط نگران بودم
...نگران بودم نکنه من دليل اين
واسه همين دلم نمي خواد شما برام کاري بکنيد
...اَه، واقعا که
نميتوني حتي تصورشم بکني الان چقدر دارم به خودم فشار مي يارم
خواهش مي کنم تنهام بذار
دست از سرش برداريد
- سوار شو - کجا ميريم؟
يه جايه که از شرکت فاصله داشته باشه کاري که مي گم ُ بکن
- حالم خوبه - خوب نيستي
بالاخره فهميدم چرا نمي توني آهنگ بسازي
ظاهرا يه چيزي ُ فراموش کردي
اگه تو نتوني کار کني، منم نمي تونم موفق بشم
زود باش بپر بالا
ديگه دوست داري چه کارا کني؟
الان ديگه خوب ِ خوبم
فيلم خوبي بود الان خيلي سرحال ترم
ديدمت موقع نمايش فيلم تو يه دنياي ديگه بودي
بيا بريم. همين نزديکيا يه نمايشگاه هنريه
نه
دلم ميخواد برم خونه
بخاطر رئيس ووک ِ؟
نميدونم چه اتفاقي بين شما دوتا افتاده، ولي نميشه ديگه تمومش کني؟
لااقل اونجوري مي توني کار کني
بايد يکم بهم زمان بدي
پس منظورت اينه که آدم بي مصرفيم؟
همچي خيلي سريع مرتب مي کنم
بخاطر امروز ممنونم
اين وقت شب چه خبره؟
دوست نداشتم تنهايي برگردم به اون خونه خالي
منم چون دلم نميخواست تنها باشم خودم ُ مجبور کردم اين وقت شب بيام بيرون
چون احساس تنهايي مي کردم من واقعا آدم تنهاييم
بهت ميگم تنهام
سونگ جين
از اون موقعي که کارت ُ به عنوان تعليم دهنده صدا تو شروع کردي چقدر مي گذره؟ ANA
حدوداً پنچ سال
چطور مگه؟
پس تو کار ورزا رو بهتر از من ميشناسي
در مورد کي کنجکاوي؟
شي وو
شي وو؟
کيفيت صداش خيلي پايينه در ضمن هنوزم توانايياش کامل نشده
ولي با جذابيتي که داره مي تونه مردمو بياره طرف خودش
همين کافيه ديه، مگه نه؟
نمي خواستم همچين چيزي بپرسم
نمي خواستي همچين چيزي بپرسي؟
دلسوز تر و با مرام تر از اون چيزيه که فکر مي کني
بنظر مياد پسر واقعا خوبي باشه
جداً؟
چيه؟ نگران چيزي هستي؟
در حال حاضر شي وو مهره اصلي شرکت محسوب ميشه
يعني بخاطر اينکه داره با يون سه نا کار مي کنه نگران نيستي؟
واسه چي بايد نگران همچين چيزي باشم؟
به توپاي من دست نزن
اول قرار بود تا آخر اين هفته کار ُ تحويل بدن، ولي شي وو زمان بيشتري ميخواد
نگرانيم از اينه که خيلي زمان نداريم
- بنظرتون اوضاع خوب پيش ميره؟ - شايد بهتر باشه يه آهنگساز ديگه پيدا کنيم
هر چي بيشتر لفتش بديم مشکل بزرگتر ميشه
فعلا اجازه بديد يکم بيشتر صبر کنيم
خيلي سخت ميشه اگه هم بخوايم آلبوم راه بندازيم PR طراحي کنيم همم
شما خودتون هيچ ايده جديدي براي اون آهنگ نداريد؟
دخالت زيادي ممکنه تموم شدن کارشون ُ به تاخير بندازه
هر لحظه ممکنه يه ايده نويي به ذهنشون برسه
پس بهتر بازم بهشون ايمان داشته باشيم و يکم بيشتر صبر کنيم
ولي اگه از پسش بر نيان چي؟
اين پروژه مهم ترين پروژه ايه که تا حالا داشتيم
واسه همينم اگه درست پيش نره، شرکتمون ُ نابود ميکنه
پروژه قبليشون که عالي پيش رفت، واسه همينم اجازه داديم بازم با هم همکاري کنن
من فقط از اين مي ترسم که نکنه بخاطر اين ايماني که بهشون داريم بيش از حد صبوري کنيم و شرکت نابود بشه
الکي که به مبتديا نمي گن مبتدي
چون آدماي غيرقابل اعتمادي هستن بهشون ميگيم مبتدي
من خودم شخصا اين پروژه رو مديريت مي کنم لطفا بهم اعتماد کنيد
،رئيس ووک مي گن خودشون مديريتش ميکنن فکر نمي کنيد بايد بهشون اعتماد کنيم؟
اه... خيلي خوب ميشد اگه رئيس ووک خودشون براي شي وو آهنگ مي ساختن
خيلي خب، همگي بريم سرکارامون
نگران بنظر مي رسي
مطمئني همچيز خوب پيش ميره؟
آره، معلومه
بهت اعتماد مي کنم و منتظر مي مونم
با اين حال آهنگ بايد قبل از اينکه تيم دنبال يه آهنگساز ديگه بگرده حاضر بشه
از يون سه نا چه خبر؟
خوبه. با تشکر از شما
يه حسي بهم ميگه خوب نيست
نمي خواد نگران باشيد
واسه اينکه خودم حواسم بهش هست
..اگه کارا خوب پيش نره اونوقت مجبورم خودم دست به کار بشم و بهتون کمک کنم
يه آهنگساز موقع ساختن آهنگ بايد احساسات درونيش ُ بيرون بريزه
ولي اگه احساساتش ُ سرکوب کنه، نمي تونه آهنگ بسازه
وقتي همچين حالتي به وجود مياد
تنها کاري که از دست ما بر مياد اينه که يا منتظر بمونيم تا احساساتش ُ بروز بده
يا اينکه خودمون بهش کمک کنيم
....اون کسي که بايد اين کار ُ براي سه نا بکنه تويي
لطفا راست و ريسش کن
رئيس ووک
چجوري انجامش بدم؟
چرا از بين اين همه آدم، تو رو بايد براي اين پروژه انتخاب کنن؟
مسئوليت سنگينيه، مگه نه؟
بخاطر اين نيست... نميدونم چرا هيچ ايده اي به ذهنم نمي رسه
منم کم کم دارم استرس ميگيرم
بيا غذا بخوريم که نيرو بگيريم
يون سه نا
بيا بريم. بايد با هم بريم يه جايي
پس من چي؟
واسه چي منو آوردي اينجا؟
چون يه حسي بهم ميگفت دلت ميخواد بياي اينجا
فکر نميکني اگه يکم هواي تازه بخوري حالت بهتر ميشه؟
اون وقتا هر موقع درگير مشکلي مي شدم مي يومدم اينجا
درگير چه مشکلاتي مي شدي؟
چون ميخواستم پيشه موسيقي رو دنبال کنم اومدم سئول
ولي امرار معاش خيلي سخت بود
سپري کردن روزام خيلي سخت شده بود
خودمم مونده بودم که چيکار ميتونم با اين وضع زندگي بکنم
هر موقع که همچين حسي بهم دست ميداد مي يومدم اينجا
بعدش کشف کردي چي ميخواي
براي خودت يه پا آهنگساز شدي و حتي مي توني با من همکاري کني
بنظرم همين طور باشه
حالا که فکرشو مي کنم مي بينم ظرف يه مدت کوتاه خيلي چيزا عوض شده
در آينده بيشتر از اينم ميشه
اميدوارم دفعه بعد که اومدي اينجا فقط به چيزاي خوب فکر کني
همينجا منتظر باش، باشه؟
.:::کليه حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .:::ميباشيد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"sub-opus"به تيم ترجمه :::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
دفعه بعدي که اومدي اينجا بجاي همه اون
لحظات سخت و ناراحت کننده، ياد الان بيوفت
بله، ميخوام تاريخ نمايش تايين کنم
تاريخش ُ برام مشخص کنيد
ظاهرا همه چي داره خوب پيش ميره
همين طوره
با ديدن همچين صحنه اي مشکل نداري؟
اين وظيفه منه که حواسم به همچيز باشه پس بطور قطع باهاش مشکلي ندارم
بيا بريم
...:::(نغمه)N@aNa@:ترجمه و زيرنويس:::...
همچي خيلي خوب بود، فقط رقص اصلي زيادي تنده
سعي کنيد يکم بيشتر شاد و موزون و جذابش کنيد
در ضمن از حالا به بعدم موقع تمرين کفش پاشنه بلند بپوشيد
اينجوري تا زمان اجراتون به کفش پاشنه دار عادت کرديد
مگه قراره اجرا داشته باشيم؟
فکر نمي کني بايد به دنيا معرفي بشيد؟
در ضمن ميخوام يه لباس تنگ که با آهنگشونم همخوني داشته باشه بپوشن
لباس مشکل با زيور آلات طلايي چطوره؟
خيلي ديگه تکراريه
با اين حال مي سپارمش به تو
بنظرت درسته اين بيرون برا خودت ول بگردي
در حالي که اوضاع شرکت اينجوري بهم ريخته؟
اين وظيفه منه که در مواقع سختي و مشکلات مراقب شما باشم
- ممنونم - خواهش ميکنم
اگه بخاطر تو نبود، شايد من الان بدجوري افسرده و نااميد بودم
،خيلي وقت بود اينجوري بيرون نيومده بودم حس ميکنم بالاخره مي تونم نفس بکشم
مثه بادبزن مي مونه
بريم؟
اصلا معلوم هست اين زنکيه کدوم قبرستوني رفته که هنوز برنگشته خونه؟
!آهاي
کجا بودي که الان برگشتي خونه؟
واقعا توقع داري آدم مريضي مثه من بشينه و همچين حليم شوربايي ُ بخوره؟
!خودت گفتي چون مريضي دلت شوربا ميخواد
!اگه از شوربا خوشت نمياد خودت برا خودت نودل درست کن
از همون اول يه چيزايي تو فکرم بود، واسه همين اين ايده به ذهنم رسيد
نظر تو چيه؟
احساس غرور مي کنم
از اينکه باعث شدم درونت انگيزه به وجود بياد خوشحالم
- آهاي - يون سه نا بالاخره برگشت
من هميشه هر چي تو بسازي دوست دارم
چه خبره؟
از ديدن جفتتون خوشحالم
مدير گروه کيم، داريد چيکار مي کنيد؟
سوء تفاهم ايجاد نشه
اتفاقي نيوفتاده
اميدوارم ديگه نيازي نباشه در مورد همچين چيزي صحبت کنيم
من ديگه ميرم
حالا داري سعي مي کني مدير گروه کيم رو هم تور کني؟
همون طوري که کيو وون رو تور کردي؟
نه، مدير کيم خودش با پاهاش خودش اومد پيشم و ازم خواست استخدامش کنم
منم نتونستم دست رد به سينه اش بزنم
نداري؟ ANA واقعا مشکلي با کار کردن توي
به شما ربطي داره؟
خيلي خب، خود داني
حالا نمي دونم هيون ووک چه فکري پيش خودش مي کنه
اتفاقي که برا خواهرت افتاد تقصير اون بود با اين حال بازم تو رو پيش خودش نگه داشته؟
اينو واقعا درک نمي کنم
اگه هيون ووک با اون تازه وارد رفيق نمي شد و به خواهرت خيانت نمي کرد
شايد سو اِنا اون شکلي نمرده بود
...با وجود دونستن همچين حقيقتي
واسه چي وقتي در اين مورد ازتون هيچ سوالي نکردم بازم حرفش ُ پيش کشيديد؟
دوست ندارم اسم خواهرم ُ از زبون شما بشنوم
خيلي خب، باشه
درباره چي حرف ميزد؟
ولش کن يه مشکل شخصيه
رئيس ووک و خواهرت همديگر ُ ميشناختن؟
بذار يه وقت ديگه درباره اين موضوع حرف بزنيم من ديگه ميرم خونه
چيه؟ چيزي مي خواي بهم بگي؟
نمي توني خودت مستقيما از صاحب خوش قيافه سگ بپرسي؟
...راستش ُ بخواي
هنوزم نمي تونم قبول کنم اين آدم همون آشغاليه که
حتي توي مراسم خاکسپاري خواهرتم آفتابي نشد
No comments yet. Be the first to leave one.