As primeras 200 linias.
خسته شدي؟
ميخواي سوار يکي از ماشينها بشي؟
.مشکلي ندارم
ميدوني، بهترين بازيکنان فوتبال
.اواخر فصل به عنوان تمرين از تپهها بالا ميرن
والتر پيتون" قبلاً ميگفت که"
انقدر بايد بالا بري تا احساس کني که .پاهات مثل شن و ماسه شده
والتر پيتون" کيه؟"
.بعدش تا وقتي که احساس کني پاهات آب شدن - بعدش ميايستي؟ -
بعدش انقدر بالا ميري تا ديگه .اصلاً نتوني پاهات رو احساس کني
.اون سنگين نيست !اون برادر منه
ميخواي تا بالاي اين تپه بري، پيرمرد؟
پيرمرد؟
.من قبلاً بالاي اين تپه بودم .اين دومين بار منه
چند وقته در حال حرکت هستيم؟ بيست روز؟
.بيست و دو روز
.و يه نصفه روز - شمارش روزها برعهده کي بوده؟ -
!ميگيرمت
!لکسي"، مراقب باش"
.حواسم بهش هست .حواسم بهش هست
.به نظرم داريم به برزيل ميرسيم
."ببين، "مگي
"از موقع اتفاق "کارن .رفتارت با من عجيب شده
."من کاري که لازم بود رو انجام دادم، "هال
.اينجا رو داشته باش
!پدر
!نخواب، سرباز
اين يعني اجازه ميدين يه ذره استراحت کنيم، سرهنگ؟
.تأييد ميشه، کارآگاه .هر موقع خواستي استراحت کن
.من شنيدم
.خوشحالم که رسيديم خونه
البته اگه بشه همچين .اسمي روش گذاشت
.رسيديم، داداش
.موفق شديم
."چارلستون" .هيچ جا خونه آدم نميشه
.خيليخب
تو چي، عزيزم؟
آمادهاي بريم خونه؟
.نيازي نيست همه ما اينجا بميريم
.نه
!اقدام متقابل
!پخش بشين
!فرار کنين
!حرکت کنين !راه بيفتين
!بجنبين، زود باشين !از اينطرف
!عقب نشيني
!"لکسي" .دستم رو بگير
!دارن ما رو توي حصار ميندازن
!بگيرش
!"لکسي"
!"آن"
!"لکسي"
!"لکسي" !"لکسي"
!مامان - مت" کجاست؟" -
!نميدونم - !پيداش کن -
!"لکسي"
!ولم کنين - !چيزي نيست -
!لکسي"! نه! نه"
!"لکسي"
!"تام"
!مت"، فرار کن"
تيم ترجمه فري آفلاين شما را به ديدن ...داستان مقاومت انسانها در برابر بيگانگان دعوت ميکند
با افتخار تقديم ميکند «King-AmirK» امـيـرمـهـدي
«سقوط آسمانها» قـسـمـت اول از فـصـل چهارم «شـبـح در مـاشـيـن» تاريخ پخش و ترجمه: 93/03/29
چهار ماه بعد
.فکر کنم همين باشه
.بهتون گفتم !دستش به اون نميرسه
فکر ميکنين با انداختن من توي انفرادي ميتونين جلوي من رو بگيرين؟
!تخمهاتون رو به سيخ ميکشم
!هر شش تاشون
.اون چيزهاي پرنده - دن"، خودتي؟" -
!هر روز براي جمع کردن ما ميان
!"دن"
."دن"، منم "تام" - !"تام" -
!"تام"
کجايي؟ - .اينطرف -
تام"؟"
!رفيق
!خيلي خوشحالم که هنوز زندهاي
.آره. منم همينطور
...اگه بدوني
.اينجا خيلي سوت و کور بود
پس چي شد، رفيق؟
..."ولم"ها، رفيقت "کوچيز"
عمليات تار و مار کردن چي شد؟
.ميدونستم که اونا به ما خيانت ميکنن
.بهتره انقدر زود قضاوت نکنيم .ما که از همه چيز خبر نداريم
قلبت چطوره؟ - چي؟ -
.قلب من هيچ مشکلي نداره .نگران قلب من نباش
.قلب من هيچ مشکلي نداره
."فقط يه چيزي رو به من قول بده، "تام
.نذار اين چيزها تو رو از پا دربياره
اونا چي هستن؟
.نميدونم
.نميخواهم هم که بدونم
!اون غذا رو بده به من
!من به اين غذا احتياج دارم - !ولم کن -
!نه! من يه بچه دارم
!بدش به من
تابحال بهت گفتم که وقتي بچه بودم ميخواستم خلبان جنگنده بشم؟
.نه. نگفتي
.هرچند مطمئنم داستان خيلي خوبي داره
.حالا حواست رو جمع کن، آقاي خلبان .تقريباً وقتشه
رفيق، از کجا بدونيم که اون چيز ما رو زيرنظر نداره؟
.زياد فرقي نميکنه
اين احتمالاً همينجا .ما رو به کُشتن ميده
.خيليخب
.صبر کن .اين فکر پدرمه
.ممکنه خطرناک باشه
.من بايد اين رو پرتاب کنم
.آروم باش، رفيق .حق با پدرت هستش
.الکتريسيته، الکتريسيتهست .فيزيک هم فيزيک هستش
ما فقط قراره اون موج رو بشکنيم و
.اون حصار سبز و کوچولو رو از کار بندازيم
فرقي با اون زماني نداره که
سعي کردم براي تريلر خواهرم .برق دزدي کنم
.برق کل منطقه قطع شد
.در ضمن قدرت من از تو بيشتره
.بيخيال بابا
.خيليخب. با شماره سه
.بيا، من تغذيهات ميکنم
حاضري؟ - .آره -
.يک...دو...سه
.برق بيشتري لازم داريم
نزديکترين فروشگاه کجاست؟
.زمان
.شش نارنجک، 18 ثانيه - .به اندازه کافي خوب نيست -
.دوباره آمادهاش کن - ...آن"، تو نيازي نيست" -
.انعطافپذيري، تکنيک .دوباره
.وسايلتون رو جمع کنين
.تا 20 دقيقه ديگه حرکت ميکنيم - !"آن" -
به نظرت بهتر نيست بذاري افراد يه مقدار استراحت کنن؟
يا حداقل با "ولم"ها ارتباط برقرار کنيم؟
ولم"ها سه هفته بعد از رسيدن به اينجا"
.سوار سفينه خودشون شدن و رفتن
.اين مال ماهها پيش بود
هنوز منتظري
با سوغاتي برگردن اينجا؟ - .ميدونم -
تو هم کارت حرف نداشته که
.اين تيم از هم پاشيده رو کنار هم جمع کردي
.ولي داري ما رو از پا ميندازي
.تقريباً سه روزه که هيچکس نخوابيده
اونا ميخوابن، "آنتوني"؟ .فکر نميکنم
.دخترم هنوز پيدا نشده
همين الان يه خبر از ديدهبان ما
.در 1800 کيلومتري غرب اينجا دريافت کردم
انگار هدف قرار دادن اون "بيمر"ها توسط تيراندازهاي ما
در مسيرهاي تدارکاتي اونا .باعث شده دشمن به تقلا بيوفته
اونا دارن از کاميونهاي قديمي
براي منتقل کردن مواد اوليه .به پايگاههاي خودشون استفاده ميکنن
کاميونهاي 18 چرخ و استفاده از راديو؟
با استفاده از موج آنالوگ ميخوان به ما حقه بزنن؟
اين خبر چقدر موثق هستش؟ - .خيلي زياد -
.کاميونهاي اونا از پنج کيلومتري اينجا رد ميشن
،اگه اين مهمات توقيف بشه .ميتونه جوابي براي دعاهاي ما باشه
چه زماني به اينجا ميرسن؟
.فردا...ساعت 9 صبح
.انگار به خواستهات رسيدي، خوابالو
.خداي من
!بهوش اومدي
.تکون نخور
!"بن"
!"مگي"
چي شده؟ من کجام؟
خيلي نگران اين بودم که .تو رو از دست بديم
،تو دچار کما از ناحيه قدامي مغز شده بودي
ولي خوشبختانه "لوردس" تونست ...وضعيت تو رو ثابت نگه داره
هال" کجاست؟" مت" کجاست؟"
!پدر! پدر - .اونا اينجا نيستن -
لکسي"..."لکسي" کجاست؟" لکسي"..."لکسي" کجاست؟"
.بن"، تو بايد استراحت کني"
.به زودي اون رو ميبيني
.بن"...باورت نميشه"
.به محله چينيها خوش اومدي
هيچکدوم از اين افراد نميدونن که جنگي راه افتاده؟
.جنگ به اينجا نرسيده
چي داري ميگي؟
.تو بهوش اومدي - "لوردس" -
.اون گفت که تو بهوش اومدي
.خوشگل شدي
ميخواي "لکسي" رو ببيني؟
.تو رو ميبرم پيش اون
.حقيقت اينه که هيچ جنگي اينجا وجود نداره
،در اينجا صلح و آرامش برقرار کردن .بدون هيچ خون و خونريزي
.آدم ميتونه هر کاري انجام بده ...اشفني"ها"
.اشفني"ها به اين پناهگاه نزديک نشدن"
.ما چندين ماهه که اينجا هستيم
.اونا به تمام مناطق اطراف ما حمله کردن
بشريت رو در همه جا از بين بردن .به غير از اينجا
چه توضيحي براي اين موضوع داري؟
.بجنب
!"لکسي"
!"لکسي"
بن"؟"
خواهرت رو نميشناسي؟
.منم
"لکسي"
.متوجه نميشم
.لکسي" يه دختر بچه بود"
."من عوض شدم، "بن
No comments yet. Be the first to leave one.