Three Way

Three Way

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

3-Way 2004
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Three way 2004 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

other
Publicau o: 2025-11-17
Descargas: 10
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

جَنیس

چطور بود، عزیزم؟

دیگه نمی‌خوام تو این کار باشم، لو

دوستت دارم

خب، دوستت ندارم.

می‌دونی دیگه چی دوست ندارم؟

دوست ندارم هی از این متلِ داغون برم به اون یکی. یا بی‌پولی رو!

دوست ندارم که تو مدام آزادی مشروطی.

اصلاً خوشم نمیاد،

که به هر هرزه‌ای که با شورت بندی رد میشه، چشم‌چرانی می‌کنی.

بی‌خیال. باشه، من دیگه رفتم.

ای خدا.

ما همین الان عشق‌بازی کردیم، لعنتی. اصلاح می‌کنم: ما فقط گاییدیم.

و این آخرین بار بود.

جانیس. ولم کن، لو!

می‌دونم، هنوز نگرانم که آیدا پای پلیس رو بکشه وسط

بعد از اینکه پول باج رو بخوای

عزیزم، فقط همین منو می‌ترسونه، همین.

اگه بعد از اینکه بهش بگی چی شده، پول رو نده چی؟

اون زنه دیوونه‌س. به من اعتماد کن، تاوانشو میده.

و هیچ جوره امکان نداره که...

این چیه؟ این کیرمه، عزیزم.

آره، کیرمه دیگه.

عزیزم، فقط می‌خوام مطمئن شم که اون بهت شک نمی‌کنه.

بعداً، بعد از اینکه جنازه رو پیدا کنن.

تنها بدنی که الان می‌خوام در موردش حرف بزنم، مال توئه.

عزیزم، من... هی.

تا وقتی پول رو نداشته باشیم، بلایی سرش نمیارم. همه چی روبراه میشه.

لعنتی. چی شده؟

چی شده؟ نمی‌تونم سوتینت رو دربیارم.

نمی‌تونم... بیا، بیا. شل کن.

شل کن.

اینو دوست داری، عزیزم؟

این کراواتم نوئه.

اون می‌پرسه کجایی.

فکر کنم حق با توئه.

خدایا، از اینکه اینجوری اینجا قایم شدم متنفرم.

یه ماشین به جای اتاق خواب.

یعنی، همه چی یه راز لعنتیه.

فکر می‌کردم الان دیگه عادت کرده باشی.

می‌دونی مشکل رازها چیه؟

بیشتر مردم تو نگه داشتنشون خیلی مشکل دارن.

خب، من مثل بقیه نیستم و تو هم همینطور.

واسه همینه که این کار خوب پیش میره.

ای بابا. دقیقاً نه.

این ماشین شماست؟ آره.

ردمنه.

باربکیوی لعنتیش حرف نداره.

اون مدل عسلی‌هاش مورد علاقه خودمه.

زندگی کوتاهه. چرا خوب نخوریم؟

باشه، ببین. مشکلی نیست، عیبی نداره.

اما وقتی یه ماشین رها شده می‌بینم و یه آدم خل که داره از تپه بالا میره...

و مثل روانی‌ها رفتار می‌کنه، باید بررسی کنم، می‌فهمی؟

بله قربان.

مردم یه ایده‌هایی به سرشون می‌زنه، می‌دونی.

که می‌تونن هر کاری کنن.

برن نصف شب وسط ناکجاآباد...

و کارشون رو بکنن.

اما بالاخره یه نفر همیشه می‌بینتشون. هیچ‌وقت هم نمیشه که لو نرن.

حق با توئه.

آره، آره، می‌دونم حق با منه. شک نکن حق با منه.

هی، ال. چه خبر؟ هی، لو.

چطوری؟ چه خبر؟

هیچی زیاد. یه پاکت سیگار و ودکا.

یه پاکت سیگار.

یه بطری ودکا. باشه، چیز دیگه؟

آره.

اینم.

لعنتی. فکر می‌کنن اگه بار اول درست انجام ندی...

مطمئناً دفعه دوم رو لیاقت نداری.

پس فکرشون ایراد داره.

گاهی وقت‌ها دفعه دوم اصلاً ربطی به چیزی که لیاقتش رو داری نداره.

هیچ کس کامل نیست، لو. بقیه پول برای خودت.

هی، ممنون. روزم رو ساختی، لو.

باشه.

هی. هی عزیزم.

دیشب دلم برات تنگ شده بود. نیومدی.

گیر بودم. دیر وقت بود. نمی‌خواستم بیدارت کنم.

خب، از این به بعد می‌تونی بیدارم کنی، من ناراحت نمیشم.

اوضاع خرابه. خطرناکه.

چه خبره؟

دیروز یه نفر اومد تو دفترم

و گفت به خرید یه پمپ بنزین علاقه داره

توی راهش به کارپینتریا دیدتش

و من شروع کردم به تحقیق کردن که صاحبش کیه

اگه پمپ بنزین رو بفروشی، من کجا زندگی کنم؟

همیشه می‌تونی پیش من زندگی کنی

برادرت چی؟ خاله‌ت چی؟

نه

آها، آره، و اون موجود بی‌مویی که بهش میگی گربه

نه، ممنون

لو، تو همیشه از پول و بدهی‌هات شاکی هستی

فقط فکر کردم اگه با هم زندگی کنیم، می‌تونیم اجاره رو تقسیم کنیم. پول جمع کنیم

من یه فکر بهتر دارم

چی؟ تابلوها رو سریع‌تر بسازیم؟ نه بابا

یه فرصت کاری که دیشب پیش اومد

چه جور فرصت کاری‌ای؟

یکی که قراره ما رو سریع‌تر از بدهی دربیاره

تا اجاره رو تقسیم کردن و تابلو نقاشی کردن

قانونیه؟

"قانونیه؟"

می‌خوای بیشتر بدونی؟

قراره پولدارمون کنم، عزیزم.

تو اصلا نمی‌دونی اینا کین.

هنوز نه.

ولی یه برچسب سپر رو ماشینشون دیدم.

حدس می‌زنم صاحبش احتمالا عتیقه‌فروش یا مرمت‌کار هنری چیزیه.

من اینو نمی‌فهمم، عزیزم.

اینقدر گالری یا عتیقه‌فروشی تو کارپینتریا نیست.

خوبه، این کارمو برای پیدا کردنشون خیلی سریع‌تر می‌کنه.

ببین، من ماشین رو پیدا کنم، اون زوج رو پیدا می‌کنم.

دیشب سرنوشت منو تو اون جاده قرار داد.

این مثل تلافی تمام مزخرفاتیه که تو زندگیم کشیدم.

بهش چی میگن؟ کارما؟ درماندگی؟

به هر ریسمانی چنگ زدن.

خب، تو به همون آخرین ریسمان چنگ بزن.

تا غرق نشی.

هی، رفیق. شما مرمت‌کارید؟ نه.

مغازه پپی. دو تا در پایین‌تره، اونا مرمت می‌کنن.

کس دیگه‌ای رو می‌شناسید؟

تنها جای دیگه نزدیک اینجا مغازه لکسی‌ئه.

کلی خرت و پرت داره ولی پشت مغازه کار مرمت انجام می‌ده.

آدرس دارید؟

نگران نباش. یه دقیقه دیگه خونه می‌بینمت.

من باید برم، عزیزم.

سلام. من لو هستم.

لو بروک‌بنک. دنبال چی هستی، لو؟

برای مرمت اینجا نیستم ولی یه پیشنهاد براتون دارم.

کار من تابلو سازیه.

تابلو؟ واقعا؟ چی، مثل طالع‌بینی یا چیزی شبیه اون؟

من تابلو سازم.

کجا؟ خارج از شهر.

درست کنار جاده بیتس.

خب، هرچی که می‌فروشی، کار زیادی نمی‌تونم برات انجام بدم.

این تصمیم لکسی‌ئه و اونم از اون آدم‌های به شدت خسیسه.

شما به تابلوهای من نیاز دارید.

و شما تو این کار خبره‌اید؟ خب، آره.

سال‌ها مطالعه، تمرین و تجربه.

تجربه البته کلید کاره. مطمئنم همینطوره.

اون و تمرین، حدس می‌زنم.

ممنون.

فکر نمی‌کنم ما به تابلوهای شما نیاز داشته باشیم.

شاید اینطور به نظر نیاد، ولی ما اونقدر مشتری داریم که به سختی از پسش برمیایم.

به نظر شخصی من، هیچوقت زیادیش نیست.

حالا، چرا این حرف شما منو متعجب نمی‌کنه؟

اگه خواستید می‌تونید کارتتون رو بذارید. من بهشون می‌رسونم.

ولی اگه جای شما بودم، زیاد امیدوار نمی‌شدم.

خیلی دیره. وقتی در حضور زیبایی‌ام...

امیدم همیشه بالاست. بالاست.

ببینید، من امروز کلی کار دارم اینجا که باید انجام بدم، پس...

باشه، این یکی از تابلوهای منه. من یه سری طرح براتون زدم.

فقط ماکتن ولی فکر می‌کنم تحت تاثیر قرار بگیرید.

چرا یهو حرفتونو باور نمی‌کنم؟

باشه.

قرارمون اینه. جمعه میام.

ماکت‌ها رو بهتون نشون می‌دم. اگه نخواستید بخرید...

میرم. بدون هیچ فشاری.

فروشنده بدون فشار. این نادره.

من هر کاری از دستم برمیاد برای مشتری‌هام می‌کنم.

مطمئنم که می‌کنید.

خب...

چی میگید؟

بیاریدشون. عالیه، عالیه. و اسمتون؟

ایزابل.

ایزابل.

ایزابل چی؟

دلارنو. دلارنو.

باشه. جمعه می‌بینمتون. باشه.

من یه چوب بیسبال تو شلوارم دارم.

اتاق خواب، الان.

چرا مردا اینقدر عجله دارن؟ چون ما می‌دونیم زنا سریع دوست دارن.

این مزخرف محضه!

این مزخرف محضه. تو حشری نیستی؟

من سر تک‌تک جزئیات بحث نمی‌کنم، فقط سرِ کلیاتش.

لعنتی، ما هیچوقت نباید برمی‌گشتیم اینجا!

می‌خوای برم؟ میرم.

نه، عزیزم.

بیا، عزیزم.

صبر کن، صبر کن. بیا اینجا.

اوه، خدای من.

اوه، خدای من.

می‌خوام که بیای تو من.

بازی خوبی بود.

ما باید بریم.

برای جمعه شب آماده‌ای؟

با گفتن این حرف مو به تنم سیخ شد. می‌تونم حسشون کنم.

پس بردنش به Possession امنه؟

آره. عالیه. اون موقع شب بندر خالیه.

تنها کسایی که سوار قایق میشن من و فلورنس هستیم.

فقط باید احساسات رو قاطی قضیه نکرد.

نگران احساسات خودت باش. این برای من مشکلی نیست.

ازش متنفرم. خدایا، رالف، این خودش احساساته.

نفرت، ضد عشقه، نه نبودنش.

هی، بی‌خیال، رفیق. زیادی عمیق نشو.

می‌تونم بفهمم هنوز بهش احساس داری.

ایزابل، دوستت دارم. تو فقط، می‌دونی که...؟

فقط نگرانم که کارمون رو لو بدی یا...

چیزی رو فاش کنی که باعث بشه بهمون شک کنن.

هرگز اتفاق نمی‌افته. اون زن خنگه.

فلورانس هرچیزی که باشه، احمق نیست.

Three Way subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left