As primeras 200 linias.
همکاران، زمان زیادی طول نمیکشد تا به مقصد برسیم.
احساساتت رو میگی؟
کمی عصبیام، چون اصلاً انتظارش رو نداشتم. ولی تلاشم رو میکنم!
راه آسونی در پیش نیست.
فهمیدم.
اگه اتفاقی بیفته، دلیل علمی داره.
تا حالا وجود ارواح اثبات نشده.
دانشمند، قراره با نیرویی روبرو بشیم که به این دنیا تعلق نداره.
صبر کن تا ببینی.
چیه؟
یه اتفاقی داره میافته.
هی، کودو! مراقب باش!
چی... چی شده؟ دارم کم میکنم! دارم کم میکنم!
چی شد؟
ترمزها بریدن!
پدال تا ته رفت، خود به خود سرعت گرفتیم.
خطرناک بود.
اون چی بود؟
یک نیروی خارقالعاده دخالت کرد.
احتمال داره همهمون بمیریم.
آماده باشید.
عالیه! این همون فیلم «پروندهی وحشتناک لرزاننده» است، درسته؟
پروندهی وحشتناک لرزاننده! ترسناکترین فیلم تاریخ
این فیلم بخشی از مجموعهایه که به انواع پدیدههای ماورایی میپردازه.
بچهها، من روتون حساب میکنم.
- سه روز پیش. دفتر کار. -
ما روی تو حساب میکنیم.
اون توی دنیای سابکالچر معروفه، آکاری، یک آیدل و روزنامهنگار.
تو دنیا سابکالچری نیست که منو نشناسه! من آیدل و روزنامهنگار آکاریام.
من یک آلبوم عکس «اعلامیه پیشبند» با گزیدهای از عکسهای اروتیک دارم.
توضیح مترجم: آکاری یک آیدل واقعی است و تمام محصولاتی که او نشان میدهد واقعاً قابل خرید هستند.
قبلاً قسمت به قسمت منتشر میشد، اما حالا همه به طور رسمی در یک کتاب هستند!
نفر بعدی، «خاطرات سقوط یک آیدل» از انتشارات یوسنشا. لطفاً بخرید!
حالا مجموعهی به اصطلاح «خونی».
کارهای خیلی بیشتری دارم.
لطفاً بخرید.
تاشیرو، لطفاً از تمام این نسخهها فیلمبرداری کن.
من به شما متکی هستم.
نفر بعدی رو معرفی میکنم.
نویسندهای که در مجلات علمی مقاله داده و از پایاننامهاش در مورد جریان الکتریکی دفاع کرده.
فیزیکدان، ماساهیکو سایتو.
من به شما متکیام. اسمم سایتوئه.
من دیدگاه علمی خودم رو در مورد اتفاقات ارائه خواهم داد.
نفر بعدی، نفر بعدی.
ما قبلاً هم باهاش کار کردیم. جنگیر، یوریواین دوگن.
من یک جنگیرم که مجدداً در فیلمبرداری شرکت میکنم. من به شما متکیام.
ما به شما متکی هستیم.
روستایی هست به اسم تاتاریمورا که میگن اگه بری اونجا، دیوونه میشی و بعد یا میمیری یا ناپدید میشی.
این روزها شایعهای در مورد اون روستای متروکه توی اینترنت خیلی پرطرفداره.
وسط کوههاست، اگه بری اونجا دیوونه میشی و ناپدید میشی یا میمیری.
اسم این روستا تاتاریمورا است.
در اینترنت عکسهایی از جادهی منتهی به روستا پیدا میشه. اما از خود روستا عکسی نیست.
چون در مسیر روستا ردپاهایی از جادو و طلسم پیدا میشه، و کسی جرئت نمیکنه جلوتر بره.
یه وبسایتی هست که میگه بعد از رفتن به تاتاریمورا دیوونه میشی یا میمیری.
شایعه شده که نویسندهی سایت، که از ورودی روستا عکس گرفته بود، خیلی پشیمون شد.
این تصاویر حالا به نماد تاتاریمورا تبدیل شده.
ما یک ویدیوی نه چندان معتبر دریافت کردیم که به تاتاریمورا اشاره داره. بیا ببینیمش.
وای، بزرگه! دقیقاً همونطور که فکر میکردم!
ها؟ خیلی بزرگه، نه؟
مردا واقعاً عاشق این چیزان.
از این عظمت متأثر نمیشی؟
خب، به نظرم باحاله.
فقط به نظرم میاد وقتی تفاوت اندازه رو درک کنی، اون عظمت گیجکننده است. موافق نیستی؟
اوه، درسته...
باشه، برداریمش.
کودو، کارگردان سری «پروندهی ترسناک! از حد گذشتن!» و دستیار ایچیکاوا،
من طرفدار فیلمهات هستم، اسمم کانکو ماسارو است.
امروز قراره برم به تاتاریمورا که اینترنت دربارهاش حرف میزنه.
تسلیم کارگردان کودو نمیشم و ترسناکترین ویدئو رو میسازم!
از دیدنتون خوشبختم!
ما تمام تلاشمون رو میکنیم!
ما تمام تلاشمون رو میکنیم!
چه حسی داره؟ ترسناکه؟
هنوز که چیز مهمی نیست.
هنوز نترسیدی؟
نه.
همهش هنوز مونده.
خب، هنوز زوده.
آره، درست میگی. باشه بریم.
باشه.
اَه، چقدر خستهام...
حالت خوبه؟
اینجا رو مراقب باش.
اگه فقط به دوربین نگاه کنی، میفتی.
خسته نیستی؟ - نه.
این تابلو رو تو اینترنت دیدم!
بریم جلو؟
آره بریم.
اینجا چه خبره...
یه حس بدی دارم...
چیه؟
ترسناکه.
یکی اینجا بوده.
برای چیه؟
نمیدونم...
بهتره...
بریم از اینجا.
اینجا ممکنه بیفتی.
- اوه. - حالت خوبه؟
این دیگه چه کوفتیه؟!
حتماً یکی اینجاست! یه *** مریض این کارو کرده!
چه کار کنیم؟ برگردیم عقب؟
تصمیم بگیر.
پس، بریم جلو.
میخوای برگردی؟
باشه، بریم.
مواظب باش.
یه ساختمونه.
اینجا تاتاریموراـست؟
هوم؟ نظرت چیه؟ یه تابلو اینجا بود توی عکس اینترنت.
این یکی رو؟
شبیه یه تابلوـئه.
درسته! توی اینترنت دیده بودمش.
پس از این طرفه.
بریم.
نگاه کن.
انگار یه چیزی اونجا آویزونه.
اِم، اون چیه؟
بیخیال...
بذار ببینیم.
هی، یه لحظه صبر کن.
این...
این...
راسوی مرده؟
اَه!
شبیه راسوئه.
انگار کار آدماست.
همین الانم، نمیخوام! باید گورتو گم کنیم بریم!
بیا بریم عقب!
وایسا...
یه کم دیگه ببینیم!
یه کم دیگه...؟
فقط یه نگاه کوچولو بکنیم
و بعدش سریع میریم.
فقط یه کوچولو...
چهت شده؟
سوسک...
مراقب باش.
وای.
چی شده؟
احتمالا کار محلیهاست...
برای چی؟
نمیدونم...
هم باحاله هم یه جورایی عجیبه...
یه کم احساس ناراحتی میکنم...
خوب به نظر نمیاد...
کسی اینجا هست؟
کجا؟ کجا؟ کجا؟
چـ ـچی شده؟!
نانـا؟
نانـا؟
نانـا؟
نانـا؟
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
چی شده مگه...
نانـا!
چرا داره فرار میکنه؟!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
نانـا!
اون دختر توی ویدیو پیدا نشده و هنوز مفقوده.
کانکو ماسارو، که این ویدیو رو ساخته،
یه ویدیو برای ما فرستاد
و یه نامه که توش خواسته بود همدیگه رو ببینیم.
ویدیوی زیر وقتیه که با کانکو ماسارو ملاقات کردیم. لطفاً تماشا کنید.
از این طرف.
به طبقه دوم.
دقیقاً اینجا.
نگفت منتظر ما میمونه؟
بله، ما قرار گذاشته بودیم.
سلام!
سلام.
شما کانکو ماسارو هستید؟
من کو دو، کارگردان هستم.
بفرمایید داخل...
ببخشید مزاحم شدیم. – ببخشید مزاحم شدیم.
ام، کانکو؟
کانکو؟
ما میخوایم در مورد اون ویدیو ازتون سوال کنیم...
کانکو؟
کانکو؟
کانکو، ممکنه توضیح بدی داری چیکار میکنی؟
میتونی حدس بزنی؟
ها؟
فکر میکنی میتونی سرتو ببری و از دست ما فرار کنی، عوضی؟
چی؟
فکر کردی با سر بترکونی کارت تمومه؟ هان، کله پوک؟
No comments yet. Be the first to leave one.